سلطان محمد مطربي سمرقندي
177
تذكرة الشعراء ( فارسي )
هرگز تو احتياج مبر ، پيش عاميى * عامى اگر ، به مرتبه ز افلاك برتر است عامى اگرچه قطب بود معتقد مباش * عامى خر است و معتقدش كمتر از خر است و استاد الشعرا ابن يمين ، اين قطعه را در همين معنا نيكو فرموده : قطعه : اگر به جامهء ازرق كسى شدى صوفى * طغار نيل بُدى ، شيخ احمد جامى وگر به روى ترش كار زهد گشتى راست * كدوى سِركه بُدى بايزيد بسطامى اگر به رقص و به بازى كسى شدى عارف * امام شهر بُدى خرس در نكونامى سگى كه تر شود از بول پاكتر باشد * از آن كسى كه كند اختلاط با عامى [ « 17 » ] [ ندر محمد سلطان بن تنيم سلطان ] [ متوفى 1060 ق / 1650 م ] وصف جليل و ذكر جميل شاهزادهء عالىمكان ، ندر محمد سلطان بن تنيم سلطان بن جانى خان ، برادرزادهء حضرت سليمان مكان باقى محمد بهادر خان است . اگرچه خرد « 1 » سال است ، فامّا طبع سليمش مطلع ديباچهء عزّ و جلال و طبع مستقيمش بيت القصيدهء فضل و كمال است ، با وجود مرتبهء سلطنت و جهانبانى ، توجه خاطر عاطر ، به تسخير كشور سخندانى نيز مىنموده ، همواره جليس مجلس ساميش علما و فضلا
--> ( 17 ) . ندر محمد خان بن تنيم خان در 1019 ق / 1610 م ، پس از كشته شدن ولى محمد خان ازبك به حكومت بدخشان رسيد . او با شاه عباس رابطهء خوب و مستحكمى داشت و در 1031 ق / 1621 م ايلچى خود به دربار شاه عباس فرستاد و در 1050 قمرى بر تركستان نيز تسلط يافت و در 1055 قمرى پس از اينكه حكومت خود را از دست داد توسط شاه عباس به حكومت رسيد و در 1060 قمرى كه براى ملاقات با شاه عباس به ايران آمده بود ، درگذشت و بازماندگان خود را به شاه عباس سپرد : روضة الصفا ، 8 / 408 ، 448 ، 457 ، 463 ، 465 ، 466 ، 472 ؛ تاريخ منتظم ناصرى ، 2 / 905 ، 916 ، 924 ، 944 ، 950 . ( 1 ) . در اصل : ( خورد ) .